وفاي شمع را نازم که بعد از سوختن هر دم ......بسر خاکستري از ماتم پروانه مي ريزد ....
داستان شب هجران تو گفتم با شمع ....آنقدر سوخت که از گفته پشيمانم کرد ....
مردم از درد و ببالينم نمي آئي هنوز ...مرگ خود مي بينم رويت نمي بينم هنوز ....
آشنايان از برم رفتند چون دامن کشان ...شمع را نازم که ميگريد ببالينم هنوز ....
تو را بجان خاطر پروانه اي شمع .... که مهمان تو يک شب بيش نيست .....
شمعم که ميان شب تار افتادم ....اشکم که از چشم روز گاتر افتادم ....
سلام وبلاگت قشنگه اولش كه بازش كردم با ديدن شكلات ها دهنم آب اوفتاد
من لينكت رو گذاشتم تو هم اگه مي خواي اينكار رو بكن
سلام نگارم عالي بود ...
همسفرت =صبا
salam negar jan u mesle inke boozorg shodi va ma khabar nadarim azizam looooooooool movafagh bashi va hamintoori edame bedi hatman mish aziz
سلام .
مرسي...
در قسمت آدرس لوگو بايد آدرس لوگو رو بنويسي .
يعني همون عكسي كه مثلا نماد وبلاگه.
يا حق.
سلام خوبي عزيزم بالا خره موفق شدم كه بازش كنم واي خسته شدم سلام ابجي بازم مثل دبعه هاي قبل قشنگ بود من اپم بيا باي
Mamnoooon Az nazarhaye Hame
با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي و تبريک عيد سعيد فطر و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در ماه پر فظيلت و پربرکت رمضان و همچنين آرزوي تندرستي و موفقيت روز افزون شما ...باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با يک مطلب آموزنده : " پادشاهي که چهار همسر داشت " بروز شده است خوشحال خواهم شد سر بزنيد ..منتظر حضور گرمتان هستم ....عاقبت آن وقت جانفرسا رسيد ...روز آن گيسوي مشگ آسا رسيد ...آن سبو بشکست و آن پيمانه ريخت ....آن همه چين و شکن از شانه ريخت ...در پناه حق و خدا نگهدارتان.........